شـآپـَرَ ڪـــــــِ سَـبــز ِ قـَــفــَســــــــے

ღشبے از درد فراقش رو به میخانـہ نمودم دیدم ازبخت سیا ـہـم در میخانـہ ببستـہღ

vvv زندانی خط...vvv

 
 
ساده بودم
هم چون کف دستم
من با شما

تنم اما
چه کنم
گونه ام هم حتی

زندانی خط است

خط شلاق
خط خنجر
هیچتان هیچ رسیده است به استخوان خنجر دوست
هیچتان هیچ گذشته است شلاق برادر از پوست
تنم
چه کنم
گونه ام هم حتی

زندانی خط است
خط شلاق
خط خنجر
دلم اما
دل هم چون کف دستم
دل بی رنگ پر از دردم
با شماست
نیز
هنوز

Design By : Pichak